تبليغاتX
زمزمه های من
اجتماعی

نوشته شده توسط فریبا جعفری در ساعت 1:7 | لینک  | 

1-آلودگی هوا- یارانه-نان- سوخت- باران نیامد - برف خشکید- اعدام - دکتر -انرژی اتمی -واقعن همه این ها چه ربطی به هم دارند ؟!

2-شبکه 4 سیمای ج.ا. مدام فیلم های مستند علمی را را پخش می کند که آخرین دستاوردهای علمی دهه 80 و اوایل 90 میلادی را نشان می دهند تا بگوید ما از دنیای علم خیلی هم عقب نیستیم!

3-اصلن چرا زورمی گویید اگر مخالف گران شدن بنزین و گازوییل هستید یک روز فقط یک روز همه پیاده بروید بیرون (سر کار ،خرید) کی می تواند جلوی جمعیت پیاده ای که اینگونه اعتراض خود را نشان می دهند بگیرد ؟ تیمسار رویانیان؟آهای ایها الناس از مردم بولیوی یاد بگیرید و مثل یا..سرتونو خم نکنید که بارتون کنند.یک روز {مثلن دوم بهمن که شنبه است )را روز اعتراض و پیاد ه روی مشخص کنید.

نوشته شده توسط فریبا جعفری در ساعت 12:44 | لینک  | 

نوروزتان  پیروز


بوی گل نرگس؟
- نه،
که بوی خوش عید است!
شو پنجره بگشا،
که نسیم است و نوید است.
رو خار غم از دل بکن، ای دوست،
که نوروز
هنگام درخشیدن گلهای امید است.
بر لالهء از برف برون آمده بنگر،
چون روی تو، کز بوسه من سرخ و سپید است.
با نقل و نبیدم نبود کار، که امروز
روی تو مرا عید و لبت نقل و نبید است.
گر با دل خونین، لب خندان بپسندی
با من بزن این جام، که ایام، سعید است

(زنده یاد فریدون مشیری)

نوشته شده توسط فریبا جعفری در ساعت 9:9 | لینک  | 

یکی دو ساعتی است که مشغول وبگردی هستم چند وبلاگ خوب دیدم آدرسهایشان را لینک داده ام حتمن سر بزنید.
نوشته شده توسط فریبا جعفری در ساعت 7:2 | لینک  | 

/* /*]]>*/   هفته پیش یکی از موسسات آموزشی معروف که قبلاً نمونه تست و پاسخ تشریحی برایشان فرستاده بودم تماس گرفتند و از من خواستند تا به دفترشان مراجعه کنم. بعد از یک ساعت انتظار در یک روز تعطیل به حضور پذیرفته شدم. در همان جا شخص پذیرای من، اعلام کرد که قصد دارند با بنده یک قرارداد کاری برای تالیف کتاب ببندند همه آنچه توضیح داده شد تالیف کتاب تخصصی جهت آمادگی آزمون کارشناسی ارشد حداقل در هشت بخش بود که هرکدام ظرف ده روز نگاشته شود و تحویل گردد و جمعاً هشتاد روز از تاریخ عقد قرارداد تا پایان نگارش کتاب به مولف زمان داده می شود .از من خواستند قرارداد را امضا کنم. قبل از امضا متن قرارداد را مطالعه کردم بسیار غیر منصفانه  تهیه شده بود قرارداد دو طرف داشت مولف و موسسه مزبور.در کل متن بیشتر از این دو به طرف اول و طرف دوم یاد شده بود.حق التالیف کتاب بر اساس هشت درصد( تعداد تیراژضرب در قیمتی که پشت جلد آن خورده میشود) تعین شده بود اما  تمام امور تاپایان چاپ به عهده مولف بود .علاوه بر این طرف دوم به ازای هر روز دیرکرد 6 درصد از کل حق التالیف را از دست میداد و علاوه بر آن در صورت تمام شدن مهلت هشتاد روزه تالیف و عدم تحویل کارباید از یک تا پنج میلیون تومان خسارت به طرف اول (موسسه مزبور) پرداخت نماید.جالب اینکه موسسه هیچ تعهدی برای چاپ یا انتشار این کتاب بر عهده نداشت . با یک حساب سرانگشتی به این نتیجه رسیدم که کل وجه حق التالیفی که قرار است پرداخت شود از حداقل خسارتی که ممکن است از مولف گرفته شود کمتر است لذا از امضا خودداری کردم.  اما آن روز حداقل ده تن برای چنین کاری در رشته های مختلف به آنجا آمده بودند و متاسفانه ممکن است در دام این قرارداد ناعادلانه هم افتاده باشند.  به نظر من این موسسه قصد اولیه اش کلاه برداری  از طریق سوء استفاده از چنین قراردادی بود.و تمام راههای زیرآبی رفتی را برای خود ضمن قرارداد باز گذاشته بود. پیچاندن موضوع با استفاده از کلمات مبهم توسط این موسسات و بی اطلاعی مراجعین جویای کار از فوت و فن های تحریر متن قرارداد  دست به دست هم می دهند و کلاه گشادی را بر سر جوان خام جویای کار می نهند.
نوشته شده توسط فریبا جعفری در ساعت 16:51 | لینک  | 

1. 16 آذر  را خیلی ها روز دانشجو میدانند درست است ولی نه برای نسل من. نسلی که یک روز برای خودش داره :18 تیر. من 18 تیری هستم و این روز رو به یاد عزت ابراهیم نژاد زنده نگه می دارم .

2. امروز کشفاندم که مروت چیزی بود که لب طاقچه خانه ها ی قدیمی می گذاشتند تا مردانگی شان اثبات گردد امروزه برای یافتن آن باید ساعتها زیر باران و برف و بوران بخشکی تا نمونه نادری بیابی.من (اصلن من مهم نیستم بقیه اش را بخوان) با یک کودک پنج ساله 50 دقیقه در میدان ونک زیر باران بودیم منتظر تاکسی و ملت بامروت سوارمان نمی کردند یا بعضی ها هم مارا می هلاندند تا خودشان سوار  تاکسی شوند و باقی هم برای اینکه مبادا صورت امثال من بارانخورده خدای نکرده وجدانشان را به درد آورد شیشه اتول خود را بالا داده و پا بر پدال گاز گذاشته و فشار داده و گازاندند.خداوند رحم در دل این مردمان افکند.


نوشته شده توسط فریبا جعفری در ساعت 1:9 | لینک  | 

دگردیسی  از لحاظ لغوی در فرهنگدهخدا به معنی دگرگونی و تغیر شکل دادن است . زمانی از نظر من بسیار دور در کتاب علوم تجربی می خواندیم که برخی از جانوران در حین رشد فیزیکی شان چنان تغیر اساسی پیدا میکنند که بدان تغیر دگردیسی می گویند. مثال خیلی قشنگش پروانه است.
مدتیه دارم فکر میکنم که امکان دگردیسی در ذهن آدمی هم هست  مثلن درکتاب "1984" (جرج اورول ) "وینستون اسمیت" دگردیسی فکری پیدا می کند یا در "فارنهایت  451درجه " (ری براد بری ) "گای مونتاگ"نیز دچار دگردیسی می شود. شخصیت اصلی در هر دو داستان دگردیسی مثبت داشتند .

پس یک امید برای همه ما هست: دگردیسی.


نوشته شده توسط فریبا جعفری در ساعت 1:52 | لینک  | 

8 سپتامبر ( برابر 17 شهریور خورشیدی) از طرف یونسکو(سازمان علمی، فرهنگی، آموزشی ملل متحد) به عنوان" روز بین المللی باسوادی"[i] نامگذاری شده است.از سال 1965 تا کنون هر ساله در این روز مراسمی در پاریس (مقر یونسکو ) برگزار می شود و طی آن افراد برجسته ، دولتها ، کارگزاریهای دولتی و یا سازمانهای غیر دولتی که در امر سوادآموزی بزرگسالان فعالیت شایان داشته اند مورد تقدیر جامعه بین المللی قرار گرفته و بدانها پاداش داده می شود. دو جایزه ای که یونسکو برای باسوادی می دهد بدین قرارند: "جایزه پادشاه سه جونگ برای باسوادی"[ii] و "جایزه کنفسیوس برای باسوادی"[iii].

"سه جونگ" پادشاه بزرگ کره ای و مخترع الفبای "هانگول" بود که برای تکریم شخصیتش نامش را بر این جایزه نهاده اند. این جایزه به عنوان پاداشی برای افراد برجسته، دولتها، کارگزاریهای دولتی و سازمانهای غیر دولتی که در زمینه سوادآموزی در کشورهای در حال توسعه همکاری می کنند، با حمایت واز طرف دولت جمهوری کره در سال 1989 در یونسکوبنا نهاده شد.

جایزه دوم به منظور احترام و بزرگداشت دانشمند و عالم چینی ، کنفسیوس، به نام او توسط دولت جمهوری دموکراتیک خلق چین در سال 2005 بنا نهاده شد.این جایزه ، پاداشی است برای قدردانی از تلاشهایی که در زمینه سوادآموزی بزرگسالان و جوا نان از تحصیل بازمانده روستایی بخصوص زنان و دختران نتیجه بخش و موثر بوده است.

جایزه باسوادی پادشاه سه جونگ یونسکو در سال 2009 به یک سازمان غیر دولتی به نام" تین توا "[iv]از بورکینافاسو اهدا شد."تین توا" در یکی از گویشهای محلی بورکینافاسو" اجازه بدهید به پیشرفت خودمان کمک کنیم" معنی میدهد.شعار این سازمان" بزرگ ببینید ولی کوچک شروع کنید" می باشد.

دومین جایزه پادشاه سه جونگ به یک روزنامه هندی به نام "خبر لاهاریا"[v] اهدا شد. این روزنامه را زنان فقیر روستایی کم سواد متعلق به کاست پایین جامعه هند به زبان محلی می نویسند و منتشر می کنند و می فروشند. سازمان غیردولتی "نیرانتار"[vi]ازسال 1993 با هدف ارتقای باسوادی و آموزش به منظور پیشرفت زنان در هند شروع به کار کرد.در سال2002" نیرانتار" زنانی با درجات متفاوتی از سواد و برآمده از بافتهای اجتماعی حاشیه ای همچون جوامع دالیت، کول و مسلمان برای کار کردن به عنوان روزنامه نگار گزینش کرد. این کارتمرینی برای باسوادی و نوشتن این افراد بود.

دو جایزه کنفسیوس برای باسوادی یونسکو نیز به پروژۀ توسعۀ زبان پاشائی افغانستان برای کوشش هدفمند جهت با سوادسازی افراد قوم پاشائی و آموزش سالانۀ بیش از هزار نفر از ایشان در کسب معاش، بهداشت عمومی ونیز آموزش تغذیه و دولت پادشاهی بوتان ،به جهت تلاش برای ارتقاء کیفیت زندگی شهروندان از طریق آموزش زبان ملی ایشان ژونگخا ، داده شد. هردو به دلیل تلاش در جهت سوادآموزی به روستاییان در مناطق محروم روستایی و بخصوص گسترش سواد بین زنان و دختران.

تعریف باسوادی

می توان گفت باسوادی " توانایی خواندن، نوشتن، گوش دادن ، فهمیدن و صحبت کردن به یک زبان است." در مفهوم مدرن این کلمه اشاره دارد بر خواندن و نوشتن به میزانی که برای ارتباط برقرار کردن بسنده باشد یا در سطحی که به فرد اجازه دهد اندیشه های انتزاعی را درک کند و به فرد دیگری انتقال دهد.

یونسکو باسوادی را اینگونه بیان کرده است:"توانایی بر شناختن، فهمیدن، تفسیر کردن، خلق کردن، به دیگری منتقل کردن ، محاسبه کردن و استفاده از مواد نوشته و مکتوب در زمینه های متنوع و جور بجور. باسوادی زنجیره ای است از یادگیری در توانا ساختن افراد برای رسیدن به اهدافشان جهت پیشرفت دانش و استعدادشان و برای مشارکت جستن به طور کامل در زندگی اجتماعی شان."

[i] International Literacy Day

[ii] UNESCO King Sejong Literacy Prize

[iii] UNESCO’s Confucius Prizes for Literacy

[iv] Tin Tua

[v] Khabar Laharyia

[vi] Nirantar

نوشته شده توسط فریبا جعفری در ساعت 6:16 | لینک  | 

دادگاه سوم حوادث اخیر موسوم به رنگین افسوس من را برانگیخت.داستان  حسنک وزیر را یادتان هست؟ در کتاب ادبیات سال چهارم دبیرستان بود حسنک وزیر سلطان محمود غزنوی بود که پس از مرگ محمود تو سط برادرش مسعود غزنوی به جرم قرمطی گری به دار آویخته شد. هنوز به جرم قرمطی گری حسنک وزیرها بر دار می شوند. رسم همان رسم نخبه کشی است.
نوشته شده توسط فریبا جعفری در ساعت 2:13 | لینک  | 

سه بار متنی در مورد شکنجه تایپ کردم این بلاگفای لعنتی پراند. بس ای بلاگفا برو به جهنم. فردا منم از این جهنم تو می روم.
نوشته شده توسط فریبا جعفری در ساعت 0:43 | لینک  |